السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
351
تفسير الميزان ( فارسي )
پريشانى بيچارگان و اجابت استغاثه مضطران و دفاع از حوزه و حريم كشور ، و اصلاح مفاسد اجتماعى دريغ ورزيد . و موارد انفاق چه آن مواردى كه انفاق در آن واجب است و چه آنها كه مستحبّ است و چه آنجا كه مباح است آن قدر بسيار است كه شايد نتوان شمرد ، و نبايد در اين موارد بخل ورزيد و با انباشتن پول و حبس آن ، مصالح انفاق در آن موارد را زمين گذاشت ، هم چنان كه زياده روى و اسراف هم نبايد كرد ، زيرا نه افراط در آن صحيح است و نه تفريط . خواهيد گفت : در مواردى كه انفاق مستحبّ يا مباح است چرا بخل ورزيدن جائز نباشد ؟ در جواب گوئيم : هر چند ترك انفاقات مستحبّ جرم نيست ، نه از نظر عقل و نه از نظر شرع ، و ليكن زمينه مستحبات را بطورى كلى از بين بردن خود ، از بدترين گناهان است . و اگر بخواهى به خوبى حساب اين معنا را برسى به زندگى روزمره خود نگاه كن خواهى ديد كه ترك انفاقهاى مستحبّ در شؤون مختلف زندگى از قبيل زناشويى ، خوراك ، پوشاك و اكتفاء كردن به قدر واجب شرعى و ضرورى و عقلى آنها چه اختلالى در نظام زندگى وارد مىسازد ، اختلالى كه به هيچ قيمتى نمىتوان جبران نمود . به همين بيان اين معنا روشن مىگردد كه آيه * ( « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّه فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » ) * بعيد نيست آن چنان اطلاقى داشته باشد كه انفاقات مستحبّ را هم بعنايتى كه گذرانديم شامل شود ، چون كنز اموال موضوع انفاقات مستحبّ را هم مانند انفاقات واجب از بين مىبرد . و نيز به همين بيان معناى گفتار ابو ذر در خطاب به عثمان بن عفان كه گفت : « از مردم تنها به اين مقدار راضى نباشيد كه يكديگر را آزار نكنند بلكه بايد وا بداريد تا بذل معروف نمايند ، و پرداخت كننده زكات نبايد تنها به دادن آن اكتفاء نمايد بلكه بايد احسان به همسايه و برادران و پيوند با خويشاوندان نيز داشته باشد » معلوم و روشن مىگردد كه عبارت او صريح و يا نزديك به صريح است در اينكه وى نيز همه انفاقات را واجب نمىدانسته بلكه بعضى را واجب و برخى را مستحبّ مىدانسته ، چيزى كه هست مخالفت او در اين بوده كه نبايد بعد از زكات به كلى باب خيرات مسدود شود ، و معتقد بوده كه بستن در خيرات مستلزم ابطال غرض تشريع آن و افساد مصلحتى است كه شارع از تشريع آن منظور داشته . او مىگفته حكومت اسلام حكومت استبدادى قيصران روم و پادشاهان ايران نيست كه تنها وظيفه خود را حفظ امنيت عمومى و جلوگيرى از تجاوزات مردم به يكديگر بداند ، و پس از تامين آن ، مردم را آزادى عمل دهد تا هر چه دلشان مىخواهد بكنند ، راه افراط خواستند